می گن یه روز عشق ♥و دیونگی و محبت وحسودی و فضولی با هم قایم موشک بازی می کردند،تا که نوبت به دیوونگی می رسه تا چشم بذاره،عشق ♥چون نمی دونه کجا قائم بشه میره پشت بوته ی گل سرخ
قائم میشه،
دیوونگی هم همه رو پیدا می کنه جز عشق♥. فضولی که به کمک حسودی می فهمه عشق♥ کجا پنهان شده به همین خاطر دیوونگی رو خبر می کنه .
دیوونگی هم یه چوب بر می داره و فرو می کنه تو بوته ی گل سرخ
،یکدفعه صدای فریاد عشق ♥بلند می شه............
وقتی همه رفتن سراغ دیدنش، دیدند چشم های عشق♥ کور شده .....
دیوونگی که خودشو مقصر می دونست تصمیم گرفت همیشه عشق♥ و همراهی کنه ....
از اون روز به بعد وقتی عشق♥ به سراغ کسی می ره چون کوره بدی های معشوقشو نمی بینه و هر کی گل سرخ
لمس می کنه صدای فریاد عشق ♥رو می شنوه.......
نوشته شده توسط just parmin در جمعه 1386/05/26 ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY