جشن عشقم با ترانه تقدیم به تو.....
اشک سازم بی بهانه تقدیم به تو.....
شور بودن عاشقانه تقدیم به تو........
بغض شبهایم صادقانه تقدیم به تو.......
چشم قلبم مخلصانه تقدیم به تو........
طبع شعرم جاودانه تقدیم به تو........
قلب پاکم لیک عاشق مال تو.........
هرچه دارم مال تو جز عشق تو........
نوشته شده توسط just parmin در شنبه 1386/02/29 ساعت موضوع | لینک ثابت
جاده ها در خطوط دست تو به پایان می رسد
نیت من از این همه دویدن:
رسیدن به توست
دوست دارم از دست های تو اغاز شوم
نوشته شده توسط just parmin در شنبه 1386/02/29 ساعت موضوع | لینک ثابت
به سرنوشت بیندیش که چگونه تصویرگر جدایی هاست
بر من خرده مگیر
چرا که جبر زمانه از اغاز هر سلام به پایان می رسد
ای مهربان
وقتی خورشید به پیشواز شب می رود و کوچه از پای اخرین عابر تهی می شود.......و با کوله باری از غم و درد می روم.......
و ترا با تمام خاطرات دیرین در میان کوچه های ساکت
شهر تنها می گذارم.....
گریه نکن ای واعظ شکوفای باران من باید بروم تا با غم غریب خویش،غم غربت را از جدارهای دل عاشقان بزدایم...
اما بر ان:
نبض خاطرم هر لحظه بیاد تو می تپد
نوشته شده توسط just parmin در شنبه 1386/02/29 ساعت موضوع | لینک ثابت
انگار دیروز بود....
تو امدی ز دورها و دورها...
ز سرزمین عطرها و نورها
نشانده ای مرا کنون به زورقی ز عاجها،ز ابرها....باورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
به راه پر ستاره ام می کشانی ام
فراتر از ستاره ام می نشانی ام
نگاه کن.....
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چون ماهیان سرخ رنگ....
ساده دل ستاره چین برکه های شب شدم
چه دور بود پیش از این زمین ما....
به این کبود غرفه های اسمان کنون به گوش من دوباره می رسد
صدای تو
صدای بال برخی فرشتگان
نگاه کن ..که من به کجا رسیده ام
به کهکشان
به بیکران
به جاودان...
نوشته شده توسط just parmin در سه شنبه 1386/02/25 ساعت موضوع | لینک ثابت
کاش ای تنها امید زندگی
می توانستم فراموشت کنم
یا شبی در اتش سوزان دل
چون مهیب سینه خاموشت کنم
کاش احساس نیاز دیدنت
چون وجودت از وجودم دور بود
کاش هرگز نمیدیدم تورا
کاش ان شب هر دو چشمم کور بود
نوشته شده توسط just parmin در سه شنبه 1386/02/25 ساعت موضوع | لینک ثابت
سبز منم که می زنم زنگ به برگ و بار تو
روز منم که می خزم باز به سایه سار تو
یار منم که می برم حافظه ی دیار را
دوست منم قدم قدم دور اما کنار تو
ناب منم که می خزم تلخ ترین شراب تو
اب منم که می روم تا ته خواب زار تو
داغ که نه باغ توام،لاله ی زخمگاه من
مست منم که می چکم از سر ابشار تو
اوج منم،غزل منم،موج به اندازه ی تو
باد منم،به نرمی ی حریر تیغ دار تو
شور منم به ساز تو،تلخ تر از نماز تو
راز منم بسته به تو،سبزترین بهار تو
نوشته شده توسط just parmin در سه شنبه 1386/02/25 ساعت موضوع | لینک ثابت
خدایا:
من در کلبه ی حقیرانه ی خود در زمین چیزی دارم
که تو در عرش کبریایی خود نداری
من چون تو کسی دارم
و تو چون خود کسی نداری
باید ای دل اندکی بهتر شویم یا نه
اصلا ادمی دیگر شویم
از همین امروز هنگام نماز با خدا قدری صمیمی تر شویم
خدایا:
به من زیستنی عطا فرما که در لحظه ی مرگ
بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخوردم
و مردنی عطا فرما که بر بیهودگیش سوگوار نباشم.
برای اینکه هر کس انچنان میمیرد که زندگی میکند.
خدایا:
تو چگونه زیستن را به من بیاموز،
خود چگونه مردن را خود خواهم اموخت
خدایا:
رحمتی عطا فرما
تا ایمان،نان و نام برایم نیاورد،قدرتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم
تا از انهایی باشم که پول دنیا را می گیرند و برای دین کار می کنند،
نه از انهایی که پول دین را می گیرنند و برای دنیا کار می کنند.
نوشته شده توسط just parmin در شنبه 1386/02/22 ساعت موضوع | لینک ثابت
شگفتا
- زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست هرکسی قصه خود گوید و از صحنه رود
صحنه هم پابرجاست خرم ان قصه که در یاد بماند همه عمر.
- شگفتا وقتی بودنمیدیدم وقتی میخواند نمیشنیدم وقتی دیدیم که نبود
وقتی شنیدم که نخواند.
- یک عمر گداحتن از غم نبودن کسی که تا بود از غم نبودن تو می گداخت.
- چه غم انگیز است وقتی چشمه ای سرد و زلال در مقابلت میجوشد و مینالد و میخواند .تو تشنه اتش باشی نه اب.چشمه که خشکید چشمه از حرارت ان اتش که تو تشنه ان بودی بخار شد و به هوا رفت تو تشنه اب گردی ونه اتش...
-نازکلام می ایم حس لطیف می خواهم حسن ختام می مانم ...
نوشته شده توسط just parmin در چهارشنبه 1386/02/19 ساعت موضوع | لینک ثابت
عشق آتش است اگرنباشدخانه سردوتاريك است واگر بيجاافتدخانه وخانمان را مي سوزاند.
![]()
گوهر اشك را بايد نثار كسي كرد كه قدر آن را بشناسد يا در بيابان ريخت كه پايمال ناكسان نشود.![]()
![]()
لحظه ها خاطره اند، زندگي شوق تمناي همين خاطره هاست.![]()
حرمت اعتبار خود را هرگز در ميدان مقايسه با ديگران مشكن![]()
![]()
از آينه بترس كه چشمانش دزد است و از زمان كه استاد آينه است.![]()
![]()
نوشته شده توسط just parmin در چهارشنبه 1386/02/19 ساعت موضوع | لینک ثابت
خداوندا:
هنوز به درگاهت امیدوارم،هنوز سر شرط خود هستم ولی نمیدانم چرا عشق اسمانی ام به عشق زمینی میگراید؟
تو تنهایی و من عاشق
تنهایی،من خواهان تنهایی ام
مثل تو......
اما روح تنها و ولگردم به
دنبال تنهایی دگر میگردد.. ..
نمیدانم شاید این خاصیت
افریده ی تو باشد..............
خداوندا نزدیکی به تو را در نوگرایی خود می بینم اما دوست ندارم نوگرایی ام تبدیل به عادت شود، انوقت نامش کهنه گرایی است.
نمی دانم که چقدر می شود به خلق تو اعتماد ورزید...........ولی هر چه هست تو قابل اطمینان ترین من هستی.
خدایا گاهی وجود تو را نزدیک تر از خود در وجودم احساس می کنم........دوست دارم عشق تورا در قلب عشق زمینی ام بیابم و ببینم.
همه تو را با نام افریننده ی عشق خطاب می کنند اما من از وجود ان بی بهره ام ....شاید همین که تو را صدا می زنم نوعی عشق باشد.
هنوز نمیدانم چرا مرگ برایم استوره ای بی پایان است.........
هنوز نمیدانم چرا زندگی برایم مشکل است...........
هنوز نمیدانم چرابیانم را در قالب شعرهایم جای می دهم...........
هنوز چیزی نمیدانم.........؟
پس کمکم کن،کمکم کن تا انچه را که از عهده ام خارج است درک کنم وتوانایی هایم را دریابم و بکار بندم.
که من هنوز به درگاهت امیدوارم![]()
بنده ی کوچک تو
نوشته شده توسط just parmin در دوشنبه 1386/02/17 ساعت موضوع | لینک ثابت
عشق یعنی پویش ناب دایمی به سراغ خستگان روح نمی اید
خسته ی دل نباش![]()
دیگر سخن گفتن عاشقانه دلیل عشق نیست ،اواز عاشقانه خواندن دلیل عاشقانه بودن نیست.
عاشق یاغی است،اما یاغیان بزرگ اصولی دارند،زیبایی یاغیگری فقط در حفظ همان اصول است .
عاشق جدی است اما عبوس نیست
عاشق روزها و شب های هفته و ماه سال را به حال خویش رها نمی کند.
عاشق شبیه نمی سازد،عاشق دما دم چیزی را نو می کند
چیزی حتی بسیار کوچک را
عشق یک عکس یادگاری نیست و یا یک مزاحم شش ماهه یا یک ساله نیست،واقعیت عشق در بقای ان است و حقیقت عشق در عمق ان ،
و این هردو در اراده ی انسانی است که می خواهد رفعت زندگی را به زندگی باز گرداند

با تو بودن همیشه پر معناست
بی تو روحم گرفته و تنهاست
با تو کاسه ی اب دریاست
بی تو دردم به وسعت صحراست
با تو بودن همیشه پر معناست![]()
با تو اسان هزار کار خطیر
با تو ممکن جهاد با تقدیر
بی تو با غم برهنه چون کویر
با تو یک غنچه دشتی از گلهاست
با تو بودن همیشه پر معناست![]()
نوشته شده توسط just parmin در یکشنبه 1386/02/16 ساعت موضوع | لینک ثابت
یادم باشه یادت باشه دروغ نگیم به همدیگه
دوستم داری دوستت دارم اینو چشمامون به هم میگه
یادت باشه با تو همه تو خونه ی ما دشمن اند
از صبح تا شب پشت سرت حرفای نا جور می زنن
یادم باشه این بار اگه دیدم دارن باز بد می گن
بگم دارن با دستهاشون برای من گور میکنن
یادت باشه هر چی میگم با دل و جون گوش بکنی
یادت باشه یه وقت نری من و سیاهپوش بکنی
یادت باشه اسمونو رو تک درختی نکنیم
رو قلبمون جا بذاریم حرفی که می خوایم بزنیم
یادت باشه گوش نکنیم به حرف مردم گذر
یادم باشه یه شب با هم بریم از اینجا بی خبر
یادم باشه.....یادت باشه.....
نوشته شده توسط just parmin در جمعه 1386/02/14 ساعت موضوع | لینک ثابت

چه با شکوه امدی به لحظه های سرد من
جه پر غرور می روی به جنگ دردهای من
چه عاشقانه می شود غزل در انتظار تو
چه بی بهانه می رود کلام من برای تو
چه رازها که گفته ای به قلب بی قرار من
چه قصه ها شنیده ای بهار بی خزان من
چه روزها که رفته ایم به جنگ درد و فا صله
چه روزها سپرده ایم به دست سرد خاطره
چه اه ها کشیده ام برای بی تو بودنم
چه اشکها ریخته ام برای از تو گفتنم
بهار شد فکر من برای از تو گفتنم
تمام شد شعر من فدای شعر خواندنت
نوشته شده توسط just parmin در جمعه 1386/02/14 ساعت موضوع | لینک ثابت

فاصله...
عشق های معمولی را از بین می برد و عشق های بزرگ را شدت می بخشد
مانند:
باد که شمع را خاموش و اتش را شعله ور می سازد.....![]()
نوشته شده توسط just parmin در جمعه 1386/02/14 ساعت موضوع | لینک ثابت
در خواب ناز بودم شبی
دیدم کسی در می زند
در را گشودم روی او
دیدم غم است در می زند
ای دوستان بی وفا
از غم بیاموزید وفا
غم با ان همه بی گانگی
هر شب به من سر می زند
نوشته شده توسط just parmin در جمعه 1386/02/14 ساعت موضوع | لینک ثابت
اسمون اخماتو وا کن ابی شو............اسمون افتابی شو ،افتابی شو......![]()
اسمون پرده ی ابر و پس بزن.............اسمون ببار که تشنه س تن من...![]()
اسمون شبها تو پر ستاره کن ..............اسمون غصه هامونو چاره کن...![]()
اسمون روزها تو پر کن از وفا.............اسمون دنیا رو پر کن از وفا....![]()
اسمون زمین پر از شقایقه...................زندگی حس همین دقایقه.....![]()
کاش می شد غصه تو دنیا نباشه ........کاش می شد هیچ کسی تنها نباشه...![]()
تک و تنها تو شبهای بی کسی............وقتی که نمونده هیچ هم نفسی....![]()
نفسم می گیره تو سینه اگه..................تو به داد من تنها نرسی......![]()
اسمون به عشق تو پر میگیرم.............با تو زندگیمو از سر میگیرم.....![]()
اسمون اخماتو وا کن ابی شو..............اسمون افتابی شو..افتابی شو....![]()
............................![]()
....................![]()
..........![]()
.....![]()
..![]()
.![]()
نوشته شده توسط just parmin در شنبه 1386/02/08 ساعت موضوع | لینک ثابت
Do not walk in fround of me ,i may not follow
Do not walk behind me, i may not lead
walk besid me and be my friend
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
A real friend is one who walks in when
the rest of world walk outُ
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
Friends are Gods way of taking care of us
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
If you should die before me ask
if you could bring a friend
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
If you live to be a hundred,
i want to live to be a hundred minus oneday
so i never have to live without you
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
True friendship is like sound heath
the value of it is seldome known
until it is lost
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط just parmin در پنجشنبه 1386/02/06 ساعت موضوع | لینک ثابت
نه در بیابانم ...
.نه تشنه....
.اما سراب میبینم.....
.گیج سر در گم هستم.![]()
نمیدانم....
به هرسو می نگرنم تو را میبینم....
.اشکهایم فاصله بین چشمهایمان را فریاد می زند.![]()
و تواصو بالصبر....
.با کدامین نفس....![]()
در پناه حضور سبز تو طوفان غم مرا جا می گذارد ،در کنارت ژرفای
ارامش را احساس می کنم و بی تو
سیل بی رحم تنهایی مجالم نمی دهد.![]()
نوشته شده توسط just parmin در پنجشنبه 1386/02/06 ساعت موضوع | لینک ثابت
خنده ی تلخ ادمها همیشه از دلخوشی نیست
گاهی شکستن دلی کمتر از ادم کشی نیست
گاهی اونقدر تنگ میشه که گریه هم کم میاره
یه حرف خیلی ساده هم گاهی چقدر غم میاره
نوشته شده توسط just parmin در پنجشنبه 1386/02/06 ساعت موضوع | لینک ثابت
نمیدانم پس از مرگم جه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم که
از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی
دم خویش را بر گلویم بفشارد
و خواب خفتگان خفته را اشکارتر سازد
بدین سان بشکند در من
سکوت مرگبارم را
نوشته شده توسط just parmin در شنبه 1386/02/01 ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY